خط قرمز
سلام
بحث امروز ما با یک خاطره، آمیخته شده.
یادم میآد که در کلاس درس اخلاق، بحثی درباره اخلاق در حکومت داشتیم که به سمت سیره امام علی (ع) در حکومت کشیده شد و کم کم رنگ و بوی سیاسی و اجتماعی به خود گرفت.
در انتهای امر، کار به نحوۀ اداره کشور توسط مسئولین و همچنین روشی که رهبری برای اداره کشور اتخاذ کرده رسید که استاد گفتند: بحث درباه ولایت فقیه، خط قرمزه؛ یعنی شما می تونین در مورد هر مطلبی حرف بزنین اما در مورد ولایت فقیه و رهبری، خیر. دلیلی بر ادعای خود جز اینکه مردمان کشورهای دیگه همچون فرانسه، به رئیس جمهور خود، هیچ جسارتی نمی کنند، نداشت. ( البته که چندی بعد، دیدیم که چگونه مردم فرانسه، ادعای استاد ما را ثابت کردن!! )
آیا واقعاً بحث ولایت فقیه، خط قرمزه؟ یا ساخته ذهن یک بشر متعصبه که محبت بی منطق داره و در حالت عقب گرده؟
آیا غیر اینه که مهم ترین حقوقی که خداوند در این عالم قرار داده، حقوق متقابل والی و رعیت هست؟ آیا امر به حقوق، یک طرفه است یا دو طرفه؟
آیا نامه امام علی – که خود یک والی به تمام معنا، اهل حق و عدالت بود – به یکی از عمّال خود درباره حقوق مردم بر والی و والی بر مردم را، فراموش کردیم؟
و آیا همین امام حق و عدالت نبود که در خطبه 214 نهج البلاغه، بعد از اینکه فردی او را ثنا و ستایش کرد، فرمود: « با من با تعارف و تملق و رودرواسی رفتار نکنید. گمان نبرید که گوش من برای شنیدن انتقاد و عرضه شدن اینکه مقتضای حق این است که چنین و چنان باشی، سنگین است؛ بدانید آن کس که شنیدن انتقاد و تذکرات و سخن حق بر گوشش ثقیل است، عمل بر طبق حق، بر او سنگین تر خواهد بود؛ علامت اهل حق و اهل عدل، این است که از تذکرات و انتقادات پروا ندارند. »
پس دلیل اون حرف استاد ما چی بود؟
و در آخر، آیا چنین افرادی این جمله را فراموش کرده ان که : « هیچ شخصی و هیچ مقامی بالاتر از اینکه مورد انتقاد قرار بگیرد، نیست. » 1
به نظر می رسه این گونه افراد، مخاطبان این جمله امام علی (ع) باشن:
« سرت کلاه رفته و حقیقت بر تو اشتباه شده. حق و باطل را با میزان قدر و شخصیت افراد نمی شود شناخت. این صحیح نیست که تو اول شخصیتهایی را مقیاس قرار دهی و بعد حق و باطل را با این مقیاس ها بسنجی: فلان چیز حق است چون فلان و فلان با آن موافقند و فلان چیز باطل است چون فلان و فلان با آن مخالف. نه، اشخاص نباید مقیاس حق و باطل قرار گیرند؛ این حق و باطل است که باید مقیاس اشخاص و شخصیت آنان باشد. » 2
فکر کنم باید به مسیر صحیح برگردیم. باید عقلانیت رو سرلوحه کارها قرار بدیم. از اندیشه نترسیم و ... و فراموش نکنیم این آیه شریفه رو که: « ... و (خداوند) بر آنان که تعقل نمی کنند، پلیدی قرار می دهد. » ۳
........................................
1- حکمت و اندرزها (1) – شهید مطهری، ص 110
2- روضة الواعظین، ص 31. (به نقل از جاذبه و دافعه علی (ع) – شهید مطهری، ص 120)
۳- یونس / 100

